۱۳ نتیجه برای شریفی
حجت پیرزادی، احمد شریفی اردانی،
جلد ۱، شماره ۱۳۸ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه: نظریه دلبستگی در تبیین مشکلات هیجانی-اجتماعی دانشآموزان با مشکلات یادگیری چارچوب نظری مفیدی را فراهم میکند. در این راستا کیفیت دلبستگی بهعنوان یکعامل خطر یا عامل حفاظتی در تبیین ناسازگاریهای رفتاری و هیجانی-اجتماعی این گروه مطرح است. همسو با نظریه بالبی، الگوی کاری دلبستگی در اصل بر پایه روابط اولیه با مراقبان اصلی رشد میکند و بهتدریج بهسوی ایجاد روابط دلبستگی ویژه و جدید با دیگران از جمله معلم، گسترش مییابد. ایجاد و حفظ چنین روابطی بر سازگاری و عملکرد هیجانی-اجتماعی در حال رشد دانشآموزان با مشکلات یادگیری تاثیر ویژهای دارد.
نتیجه گیری: برایناساس، با توجه به نقش الگوهای دلبستگی در تبیین مشکلات هیجانی-اجتماعی کودکان با مشکلات یادگیری، میتوان از نظریه دلبستگی بهعنوان چارچوبی برای طراحی مداخلههای موثر برای کاهش ناسازگاریهای هیجانی-اجتماعی این کودکان استفاده کرد. کاربردهای بالینی و الزامهای عملی پژوهشهای دلبستگی که بر بهبود کیفیت روابط دلبستگی والدین-کودک، توانمندسازی مادران، بهبود منابع مقابلهای کودکان و بهبود روابط معلم-دانشآموز تاکید دارد، در متن مقاله تشریح شدهاند.
یوسف رنجبر سودجانی، کبیر شریفی،
جلد ۱، شماره ۱۴۴ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه: کودکان کمتوانذهنی دارای اختلالهای گوناگون هستند. شناسایی مشکلات آنان و عوامل مرتبط با آن و در نظر گرفتن مداخلههای درمانی و آموزشی میتواند در حمایت و راهنمایی این کودکان و خانوادههایشان توسط سازمانهای حمایتی مورد استفاده قرار گیرد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی رواندرمانی پویشی فشرده کوتاهمدت بر اضطراب اجتماعی کودکان کمتوانذهنی با اختلال ادراک بصری غیروابسته به حرکت انجام شد.
روش: جامعه آماری شامل همه کودکان کمتوانذهنی شهرکرد در سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ بود که از بین آنها ۱۶کودک با هوشبهر ۵۰ تا ۷۰ در محدوده سنی ۸ تا ۱۲سال بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در ۲گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. از پرسشنامه اضطراب اجتماعی برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. درمان مبتنیبر رویکر دوانلو روی گروه آزمایش به صورت انفرادی، هفتهای ۲بار در ۱۲جلسه ۶۰دقیقهای اجرا شد. پردازش دادههای پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس یکمتغیره) انجام شد.
یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که پس از کنترل نمرات پیشآزمون بین ۲گروه آزمایش و گواه در متغیر اضطراب اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد (۰۵/۰P<).
نتیجهگیری: براساس این یافتهها میتوان گفت تشخیص بهنگام کودکان با اختلال هماهنگی رشد در ادراک بینایی و انجام مداخلههای مناسب مانند رواندرمانی پویشی کوتاهمدت فشرده در درمان و پیشرفت این کودکان موثر است.
دکتر فاطمه نصرتی، سارا شریفی، روح الله فتح آبادی،
جلد ۱، شماره ۱۶۱ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: دانش آموزان دیرآموز در عملکرد تحصیلی خود نسبت به همسالانشان به کندی پیش می روند و نیاز به
تمرین و تکرار فراوان دارند، لذا هدف این پژوهش تأثیر آموزش مهارت های لازم برای ورود به دبستان در قالب بسته ی
آموزشی مداخله ی زودهنگام بر نوآموزان دیرآموز بود.
روش: جامعه ی آماری شامل تمامی دانش آموزان دیرآموز ۶ و ۷ ساله ی پایه ی اول ) ۲۷ نفر( مشغول به تحصیل در
سال تحصیلی ۹۷ - ۹۶ در شهر مریوان بود که در طرح سنجش بدو ورود به دبستان نمره ی هوشی مرزی ) ۸۵ - ۷۰ ( را
کسب کرده بودند. تعداد ۱۹ نفر به روش نمونه ی در دسترس، طی ۲۰ جلسه تحت مداخله قرار گرفتند. این پژوهش شبه
آزمایشی و از طرح پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه انجام شد. ابزار پژوهش شامل آزمون سنجش ورود به دبستان و
بسته ی مداخله ی زودهنگام سازمان آموزش و پرورش استثنایی ) ۱۳۹۴ ( بود. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی و نرم
افزار spss استفاده شد. همچنین جهت اثربخشی دوره از آزمون t )هتلینگ و استودنت زوجی( با توجه به نرمال بودن،
توزیع داده ها استفاده شد.
یافته ها: بین میانگین پیش آزمون و پس آزمونِ خرده مهارت های تقویت شده، تفاوت معناداری در سطح ۰۰۰۱ / ۰ وجود
داشت. مقادیر اندازه ی اثر: ۹۴ / ۰ و ۷۸ / ۰ و ۹۸/ ۸ به دست آمد که نقش متغیر مستقل بر وابسته را نشان داد.
نتیجه گیری: توجه بیشتر به افزایش مهارت های مختلف نوآموزان دیرآموز و مداخله های مناسب و زودهنگام در سنین
پایین، زمینه ی لازم برای پیشرفت و آموزش این افراد را فراهم می سازد.
خانم زهرا رسولی عمادی، دکتر پرویز شریفی درآمدی،
جلد ۱، شماره ۱۶۱ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: اختلال طیف اتیسم، اختلالی عصبی تحولی است که در سه سال اول زندگی کودک نمایان می شود.
مهم ترین علائم آن نقص در برقراری ارتباط، مشکل در تعاملات اجتماعی، وجود الگوهای محدود و تکراری در رفتار،
علائق و فعالیت ها است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر اساس الگوی شناخت
اجتماعی اوزنوف بر همدلی و تعامل اجتماعی کودکان اختلال طیف اتیسم با کنش وری بالا بود.
روش: طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون _ پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه ی مورد مطالعه شامل
۳۰ نفر از کودکان با اختلال طیف اتیسم که در سال ۱۳۹۶ دریکی از مرا کز توان بخشی شهر تهران در حال آموزش و توان بخشی
بودند که به شیوه ی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند )هر گروه ۱۵ نفر(.
آموزش برنامه ی مهارت های اجتماعی بر اساس الگوی شناخت اجتماعی اوزنوف به صورت ۱۰ جلسه ی ۴۵ دقیقه ای ) هر
هفته دو جلسه( به گروه آزمایشی ارائه شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسش نامه ی بهره همدلی و بهره تحلیل
کودکان )آیونگ و همکاران، ۲۰۰۹ ( و پرسش نامه نیم رخ مهارت های اجتماعی اختلال طیف اتیسم )اسکات بلینی، ۲۰۰۶ (
بودند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش برنامه ی مهارت های اجتماعی بر اساس الگوی شناخت اجتماعی اوزنوف بر همدلی
و تعامل اجتماعی کودکان اختلال طیف اتیسم با کنش وری بالا تأثیر معناداری دارد ) ۰۵ / .)p> ۰
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه، می توان نتیجه گرفت که آموزش برنامه ی مهارت های اجتماعی بر اساس
الگوی شناخت اجتماعی اوزنوف از طریق عینی سازی موارد انتزاعی، تأ کید بر عوامل درونی، درک تفاوت خود و دیگران،
تعمیم رفتارهای آموخته شده به محیط های طبیعی، باعث افزایش همدلی و تعامل اجتماعی کودکان اختلال طیف اتیسم
با کنش وری بالا می شود.
اسماعیل زارعی زوارکی، محمد تقی زائری، پرویز شریفی درآمدی، علی دلاور،
جلد ۱، شماره ۱۷۹ - ( ۲-۱۴۰۳ )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم یادگیری بصری، باید راهکارهای خاصی برای دانش آموزان با آسیب بینایی در نظر
گرفت. لذا این پژوهش با هدف «طراحی و اعتباریابی الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی دانش آموزان با آسیب
بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی » انجام شد.
روش: در این پژوهش از روش ترکیبی از نوع ا کتشافی ۱ استفاده شد. برای به دست آوردن مؤلفه های الگو، از روش تحلیل
محتوای استقرایی ۲ و برای اعتباریابی درونی الگو، از روش توصیفی نظرسنجی ۳ استفاده شد. جامعه آماری برای طراحی الگو
شامل تمام مقاله ها، کتاب ها، پایان نامه ها، رساله ها و مصاحبه با متخصصان و کارشناسان از سال ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۱ بود. نمونه
آماری شامل ۹ پایان نامه، ۱۸ رساله، ۴۳ کتاب، ۴۷ مقاله و ۱۷ مصاحبه بود که به طور هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری
برای اعتباریابی الگو شامل ۴۲ نفر از معلمان، کارشناسان، مؤلفان کتاب درسی، دانشجویان دکتری و اساتید دانشگاه بود.
ابزار گردآوری داده ها شامل اسناد، مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته ۱۶ سوالی بود که ۱۵ گویه بسته پاسخ آن طبق مقیاس
لیکرت ۵ امتیازی طراحی و تدوین شد و ۱ گویه آن بازپاسخ بود. روایی محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان مورد تأیید قرار
گرفت و اعتبار آن با آلفای کرونباخ ۹۶۴ / ۰)حدود ۹۶ صدم( بود.
یافته ها: با توجه به تجزیه و تحلیل محتوای استقرایی و کُدگذاری اسناد و مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا،
۱۰ مؤلفه اصلی و ۵۰ مؤلفه فرعی به دست آمد. پس از تجزیه و تحلیل محتوا و با عنایت به کُدگذاری انجام شده، مؤلفه های
اصلی و فرعی ابتدا در قالب الگوی مفهومی، و سپس الگوی روندی طراحی و توسعه داده شد. یافته های اعتباریابی درونی از
نظر متخصصان نشان داد که الگوهای مفهومی و روندی از اعتبار درونی بالایی برخوردارند. بنابراین پیشنهاد می شود از این
الگوها به منظور تهیه و تولید بسته یادگیری برای دانش آموزان با آسیب بینایی استفاده شود.
فرهاد محکی، حمیدرضا شریفی جندانی، وحید محکی،
جلد ۲، شماره ۱۳۹ - ( خرداد و تیر ۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بازیدرمانی بر بهبود مهارتهای زندگی کودکان کمتوانذهنی بود.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با گروه گواه بود که روی ۳۰دانشآموز کمتوانذهنی (زیر ۱۴سال) مدرسه توحید۲ شهرستان سرپل ذهاب در سال۱۳۹۴ انجام شد. آزمودنیها از طریق نمونهگیری دردسترس انتخاب و بهطور تصادفی در ۲گروه ۱۵نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش بهمدت ۱۶جلسه ۹۰دقیقهای، تحت بازیدرمانی قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس رفتار سازشی واینلند بهعنوان پیشآزمون و پسآزمون در ۲گروه و برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافتهها: نتیجه نشان داد که آموزش مبتنیبر بازیدرمانی موجب بهبود مهارتهای زندگی روزمره در کودکان کمتوانذهنی میشود.
نتیجهگیری: بنابراین پیشنهاد میشود از آموزش مبتنیبر بازیدرمانی برای بهبود مهارتهای زندگی روزمره کودکان کمتوان ذهنی استفاده شود.
علی اکبر ارجمندنیا، فرهاد محکی، حمیدرضا شریفی جندانی، خدابخش حیدری،
جلد ۲، شماره ۱۴۵ - ( خرداد و تیر ۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه: امروزه ضرورت پرداختن به شایستگی اجتماعی دانشآموزان کمتوانذهنی امری ضروری به نظر میرسد. آموزش برنامه تربیتبدنی در این راستا در جهت ارتقای شایستگی اجتماعی میتواند نقشی موثر و مثبت ایفا کند. پژوهش حاضر بهمنظور بررسی اثربخشی آموزش برنامه تربیتبدنی بر بهبود شایستگی اجتماعی دانشآموزان کمتوانذهنی اجرا شد.
روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه گواه بود. تعداد ۳۰ دانشآموز پسر کمتوانذهنی ۱۴ تا ۱۸ ساله با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنیها بهصورت تصادفی به ۲گروه ۱۵ نفری تقسیم شدند (یک گروه آزمایش و یک گروه گواه). گروه آزمایش، برنامه تربیتبدنی را در ۹جلسه دریافت کردند، درحالیکه به گروه گواه این آموزش ارایه نشد. ابزار استفادهشده در این پژوهش پرسشنامه شایستگی اجتماعی بود. اطلاعات جمعآوریشده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بعد از مداخله، میانگین شایستگی اجتماعی گروه آزمایش بهطور معناداری بیشتر از گروه گواه بود. همچنین آموزش برنامه تربیتبدنی بر همه خردهمقیاسهای شایستگی اجتماعی (مهارتهای شناختی، رفتاری، شایستگی هیجانی و آمایه انگیزشی) اثر مثبت و معناداری داشت.
نتیجهگیری: برنامه تربیتبدنی باعث بهبود شایستگی اجتماعی در دانشآموزان کمتوانذهنی شد؛ بنابراین برنامهریزی برای ارایه آموزش تربیتبدنی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
رضا شریفی، بی بی مرضیه حسین زاده،
جلد ۳، شماره ۶۷ - ( ۴-۱۳۸۶ )
چکیده
فعالیتهای توسعه حرفهای که در مقطع ابتدایی شروع می شود باعث پیشرفت رشد و آمادگی شغلی وتحرک شغلی جوانان و بزرگسالانی می شود که از نظر عملکرد ذهنی عقب ماندگی در دامنه متوسط تا شدید قرار دارند لوینسون ، پیترسون والستون (۱۹۹۴) متذکر می شوند که مزیت عمده فعالیت های توسعه حرفه ای اولیه برای دانش آموزان کم توان ذهنی یک مداخله زودهنگام است که زمانی طولانی جهت کاوش شغلی وفراگیری مهارتهای مورد نیاز برای موفقیت شغل را در حرفه مورد علاقه آنان فراهم می کند . الگوی ملی (۲۰۰۳) ASCA چارچوبی را برای مشاوران مدرسه فراهم می آورد تا به تمامی دانشآموزان در مورد محورهای ذیل کمک کنند : ـ افزایش آگاهی های شغلی ـ رشد آمادگی های شغلی ـ کسب اطلاعات شغلی ـ شناسایی اهداف شغلی ـ بدست آوردن اطلاعاتی برای رسیدن به اهداف شغلی ـ و به کار بستن مهارتهایی برای دستیابی به اهداف شغلی ; فرصت های یادگیری مدرسه مدار بویژه برای افراد دارای ناتوانی های شناختی رشدی یعنی کسانی که شباهتی به همسالان بدون ناتوانی خود ندارند ، اهمیت دارد، آنها فرصتهای محدودتری برای حضور در اجتماع، کار و همچنین داوطلب شدن برای فعالیتهای اجتماعی دارند ولذا ممکن است محدودیتهایی برای ایفای نقشها و الگوهای شغلی داشته باشند .
آقای بختیار نویدفر، دکتر پرویز شریفی درآمدی، آقای کمال محبوبی،
جلد ۴، شماره ۱۱۲ - ( ۸-۱۳۹۱ )
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه جراتآموزی گروهی بر افزایش میزان مهارتهای اجتماعی دانشآموزان دبستانی با آسیبهای شنوایی در شهر بوکان انجام شده است. ابتدا با استفاده از آزمون مهارتهای اجتماعی، دانشآموزان دارای مهارتهای اجتماعی پایین یعنی آنهایی که نمره پایینتر از ۱۰۰ دریافت کرده بودند، تشخیص داده شدند. این افراد به عنوان نمونه انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. نمونه آماری این پژوهش شامل ۳۰ نفر دانشآموز دارای آسیبهای شنوایی بوده که به صورت تصادفی به دو گروه ۱۵ نفری آزمایش وکنترل تقسیم شدند. سپس برنامه جرات آموزی گروهی طی ۱۰جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد و بعد از این دوره آموزشی، دوباره آزمون مهارتهای اجتماعی روی هر دو گروه انجام شد. در نهایت، دادهها به وسیله آزمون تجزیه و تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به نتایج بهدست آمده،گروه آزمایش عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل در آزمون مهارتهای اجتماعی داشت. یعنی برنامه جراتآموزی گروهی در افزایش مهارتهای اجتماعی و روابط اجتماعی غیرکلامی دانشآموزان دارای آسیب شنوایی مؤثر بود.
مرضیه زینی، پرویز شریفی درامدی، محمد دستجردی، محمد عسگری،
جلد ۴، شماره ۱۸۲ - ( ۸-۱۴۰۳ )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد خواندن از موضوع های مهم یادگیری در دانش آموزان است که می تواند در سایر جنبه ها و موضوع ها
یادگیری و آموزشی تأثیرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی های زبانی _کلامی بر کارکرد های اجرایی حافظه
کاری ، بازداری و دقت و تمرکز در عملکرد خواندن در دانش آموزان دیرآموز بود.
روش: پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل
دانش آموزان دیرآموز پسر و دختر پایه اول مقطع ابتدایی آموزش وپرورش شهر یزد بودند که در سال تحصیلی ١٤٠٢ در مدارس
دولتی به تحصیل اشتغال داشتند. تعداد ٣٠ دانش آموز دیرآموز واجد شرایط به صورت هدفمند با تأئید متخصصان مرکز اختلال
یادگیری و روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و در ۲ گروه ١۵ نفری آزمایشی و گواه قرار گرفتند. ابزار گردآوری
داده ها شامل سیاهه ی تشخیص نا رساخوانی نما ) کرمی_نوری و مرادی ، ۱۳۸۴ (، آزمون کارکرد اجرایی بریف )جیویا، ۲۰۰۰ ( و
آزمون هوش وکسلر ۴ ) ۲۰۰۳( بود. آموزش بازی های زبانی _کلامی بر کارکرد های اجرایی، حافظه کاری، بازداری و دقت، تمرکز طی
١۶ جلسه ۶۰ دقیقه ای به صورت هفته ای ۳ بار برای شرکت کنندگان گروه آزمایشی قبل و بعد مداخله پیش و پس آزمون اجرا
شد، برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار spss ٢٣ و از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیر برای تحلیل داده ها استفاده شد.
مقادیر احتمال کمتر از ) ٠۵ / ٠( از نظر آماری معنادار در نظر گرفته شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، پس از حذف اثر پیش آزمون، تفاوت بین میانگین نمرات گروه آزمایشی و گروه گواه در پس آزمون
در متغیر حافظه کاری ) ۰۰۱ / p>۰ ( ، دقت و تمرکز ) ۰۰۱ / p=۰ ( و بازداری ) ۰۰۱ / p>۰ ( معنادار بود همچنین تفاوت بین میانگین
نمرات پس آزمون گروه آزمایشی و گروه گواه در مؤلفه های عملکرد خواندن معنادار بود ) ۰۰۱ / .)p>۰
* Email: marzyah۵۸۳@yahoo.com
● تاریخ دریافت: ۲۵ / ۱۱ / ● ۱۴۰۲ تاریخ انتشار: مهر و آبان ● ۱۴۰۳ نوع مقاله: پژوهشی ● صفحات ۸۸ - ۱۰۱
تعیین اثربخشی بازی های زبانی _کلامی بر کارکر دهای اجرایی، حافظه کاری، بازداری و دقت تمرکز بر عملکرد خواندن دانش آموزان دیرآموز
۸۹ سال بیس ت و چهارم، شماره ۴ پیاپی ۱۸۲
مهر و آبان ۱۴۰۳
نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد، علائم نگارشی بازی های زبانی _کلامی مؤثر بر کارکرد های اجرایی و موجب بهبود
در عملکرد خواندن دانش آموزان دیر آموز می شود و می توان از این علائم نگارشی به عنوان روش مداخله ای مؤثر سود جست.
رحیم مرادی، پرویز شریفی درآمدی، زینب رضایی،
جلد ۶، شماره ۱۸۴ - ( ۱۲-۱۴۰۳ )
چکیده
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف وا کاوی تجربه زیسته معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از آموزش مجازی دوران
کرونا انجام شد.
روش: این پژوهش در پارادایم )مدل( تفسیرگرایی و به شیوه کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی صورت گرفت. جامعه آماری
این پژوهش شامل تمامی معلمان منطقه ۶ مدارس اُُتیسم شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲ - ۱۴۰۱ بود که تجربه تدریس
به دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در دوران کرونا را داشتند. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری هدفمند و
معیاری استفاده شد. در راستای هدف پژوهش، در مرحله اول با ۲۰ نفر از معلمان منطقه ۶ مصاحبه انجام و اشباع نظری
حاصل شد. در ادامه، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته و با توجه به شرایط افراد در ۳ قالب حضوری، تلفنی و برخط
به صورت پرسش های بازپاسخ انجام شد. در این پژوهش برای شناسایی، تحلیل و گزارش نتایج داده های کیفی حاصل از
مصاحبه، از روش تحلیل موضوعی استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، از دیدگاه مشارکت کنندگان در پژوهش، تجربه زیسته آموزش مجازی دارای ۴ زیرمقوله
شامل تدریس، استرس شغلی، مشکلات فناورانه و سبک ارتباطی بود. همچنین فرصت های آموزش مجازی در دوران کرونا دارای
۵ مقوله، شامل: گسترش مهارت فناورانه، توسعه مهارت تدریس برخط، فرا گیر شدن آموزش مجازی، تقویت زیرساخت آموزش
مجازی و به صرفه بودن در هزینه های جانبی بود. همچنین چالش های آموزش مجازی در دوران کرونا شامل: ۵ مقوله مشکلات
ارتباطی، مشکلات آموزشی و تدریس، بی توجهی والدین، ضعف تجهیزات و امکانات و افت توجه دانش آموزان بود.
نتیجه گیری: آموزش مجازی برای دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم دارای فرصت های مناسبی بود. از آن جاییکه
سبک یادگیری این افراد دیداری محور می باشد و راهبردهای آموزشی مبتنی بر تدریس مجازی می تواند از این نوع سبک
پشتیبانی نماید، از این رو، پیشنهاد می شود زیرساخت های برگزاری آموزش مجازی برای این افراد تقویت شود و از ظرفیت های
راهبردهای آموزشی مبتنی بر فناوری برای غنی سازی فرایند یادگیری دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم استفاده شود.
پرویز شریفی درآمدی،
جلد ۷، شماره ۵۰ - ( ۱۲-۱۳۸۴ )
چکیده
در فایل منابع موجود می باشد
آقای حمیدرضا شریفی جندانی، دکتر باقر غباری بناب،
جلد ۸، شماره ۱۳۶ - ( آذر و دی ۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه: مهمترین هدف آموزشوپرورش ویژه، آمادهکردن دانشآموزان برای زندگی مستقل یا با کمترین وابستگی است. یکی از مهمترین عواملی که به استقلال در زندگی منجر خواهد شد، اشتغال موفق است. از طریق اشتغال، فرد به کفایت اقتصادی و اجتماعی دست خواهد یافت و در جامعه عزتنفس و احترام بهدست خواهد آورد. دوره پیشحرفهای برای افراد با کمتوانیذهنی بهعنوان دوره حساس در آمادگی شغلی در نظر گرفته شده، بنابراین لازم است در این دوره مهارتهای اساسی که فرد با کمتوانیذهنی را به کسب و حفظ شغل مجهز میکنند، آموزش داده شود. در این پژوهش مهارتهای اساسی مورد نیاز برای آمادگی شغلی دانشآموزان با کمتوانیذهنی در دوره پیشحرفهای مورد بررسی و شناسایی قرار گرفته است.
نتیجهگیری: پیشنهاد میشود برنامهدرسی در دوره پیشحرفهای متناسب با مهارتهای یافت شده در این پژوهش مورد بازنگری قرار بگیرد و زمینه برای آموزش این مهارتها فراهم شود.